شعر "پول غذا رو كي حساب مي كنه؟"
| جوجه رفتش به لونه | خرگوش رفتش تو خونه |
| بعدش رفتند مهموني | رفتند به خوش گذروني |
| آن ها باهم خوردند غذا | بعدش رفتند كردند لالا |
| صبح كه وقتي بيدار شدن | آهو اومد دنبالشون |
| سه تايي رفتن رستوران | با هم خوردند كباب و نان |
| آهو به شوخي گفتش | خرگوش حساب مي كنه |
| جوجه به آهو گفتش | خرگوش ما مهمونه |
| خلاصه بچه ها جون | بچه هاي مهربون |
| آهو پول غذا رو | پول غذاي اونا رو |
| حساب كرد و خنديدش | جوجه ، لطف رو فهميدش |
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۸۸ ساعت 11:28 توسط فاطمه اسماعيلي
|
فاطمه اسماعيلي متولد بیست و پنجم خرداد هزار و سیصد و هشتاد شمسی است . اهل تهران. او اكنون يازده ساله است و در كلاس ششم دبستان مشغول به تحصيل است. شاگرد ممتازي است و داراي خطي خوش . نوشتن داستان و خاطره را همزمان با آموختن خواندن و نوشتن آغاز كرد و در اين وبلاگ شما ابتدا داستانهايي از او را ميخوانيد كه در سن هفت سالگي و هنگاميكه كلاس اول بود، مينوشت و پس از هجده داستان اوليه او ، داستانها و شعرهاي جديد او را ميبينيد. نوشته هاي فاطمه خانم بر اساس سالي كه نوشته شده در زير طبقه بندي شده اند : ميتوانيد ببينيد.