داستانهای کوتاه فاطمه اسماعیلی متولد1380

يك روز امين به قشم سفر كرد.
آن‌ها يك چادر با خود آورند و در كنار ساحل چادرراباز كردند.
امين و خواهرش از مادر و پدر خود اجازه گرفتند و كنار ساحل رفتند.
امين 3 صدف جمع كرد و خواهرش 4 حلزون جمع كرد.
آن‌ها از هواي دلپذير قشم لذت بردند.
آن‌ها سوار قايق هم شدند.
وقتي به تهران برگشتند امين و خواهرش از مادر و پدر خود تشكر كردند.
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 2:51 فاطمه اسماعيلي |


myfateme.blogfa.com X

فاطمه اسماعيلي متولد بیست و پنجم خرداد هزار و سیصد و هشتاد شمسی است . اهل تهران. او اكنون يازده ساله است و در كلاس ششم دبستان مشغول به تحصيل است. شاگرد ممتازي است و داراي خطي خوش . نوشتن داستان و خاطره را هم‌زمان با آموختن خواندن و نوشتن آغاز كرد و در اين وبلاگ شما ابتدا داستان‌هايي از او را مي‌خوانيد كه در سن هفت سالگي و هنگامي‌كه كلاس اول بود، مي‌نوشت و پس از هجده داستان اوليه او ، داستان‌ها و شعرهاي جديد او را مي‌بينيد. نوشته هاي فاطمه خانم بر اساس سالي كه نوشته شده در زير طبقه بندي شده اند : ميتوانيد ببينيد.


صفحه نخست
پست الکترونیک


نوشته های پیشین

دی 1391

شهریور 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1390
بهمن 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387


آرشیو بر حسب موضوع

داستان های فاطمه
عکس ها
نقاشی ها
شعرها

تازه ترین نوشته ها


 

داستانهای کوتاه فاطمه اسماعیلی متولد1380
داستانهای کوتاه فاطمه اسماعیلی متولد1380